مستجلب

مترادف‌ها

جلب‌کننده، طلب‌کننده، خواستار

متضادها

دفع، دور کردن، بازداشتن

لغت نامه دهخدا

مستجلب. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استجلاب. کشنده چیزی. ( منتهی الارب ). رجوع به استجلاب شود.

فرهنگ عمید

جلب کننده به سوی خود، کشاننده.