مسبک
مترادفها
سبک، سبکوزن
متضادها
سنگین، متین
لغت نامه دهخدا
مسبک. [ م َ ب َ ] ( ع اِ ) محلی که فلزاتی از قبیل آهن ریخته گری شوند و در قالب ریخته گردند. ج، مسابک. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
قالب ریخته گری
فرهنگستان زبان و ادب
{stylized} [باستان شناسی] ویژگی آثار و دست ساخته های جوامع ابتدایی و باستانی که به لحاظ سبکی از سنتی غیرواقع گرا پیروی می کنند که در آن اشکال طبیعی به صورت هندسی و اغراق آمیز ساده شده است
ویکی واژه
ویژگی آثار و دستساختههای جوامع ابتدایی و باستانی که به لحاظ سبکی از سنتی غیرواقعگرا پیروی میکنند که در آن اشکال طبیعی بهصورت هندسی و اغراقآمیز ساده شده است.
جمله سازی با مسبک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 منتقد ادبی معتقد است که سبک نگارش این نویسنده بسیار مسبک و روان است و به همین دلیل، خوانندگان زیادی را به خود جذب میکند.
💡 اگرچه متن نوشته شده بسیار مسبک و ساده است، اما همچنان توانسته است مفاهیم عمیق فلسفی را به شکلی جذاب و قابل فهم منتقل کند.
💡 نویسندگان تازهکار گاهی در تلاش برای نوشتن متونی مسبک، دچار سطحینگری میشوند و از عمق معنایی و زیباییهای ادبی غافل میمانند.