مسأله گویی
مترادفها
پرسشگری، طرح مسئله
متضادها
پاسخگویی
لغت نامه دهخدا
مسأله گویی. [ م َ ءَ ل َ / ل ِ ] ( حامص مرکب ) عمل مسأله گو. شغل کسی که مسائل شرعی و فقهی را مطرح می کند و توضیح میدهد. و رجوع به مسأله گو شود.
فرهنگ فارسی
شغل کسی که مسائل شرع را مطرح می کند