گنده گویی
مترادفها
مبالغه، اغراق
متضادها
واقعگویی
لغت نامه دهخدا
گنده گویی. [ گ ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) سخنان بزرگتر از حدود خود گفتن. و رجوع به گنده گو شود.
فرهنگ فارسی
سخنان بالاتر از حد خود گفتن گزافه گفتن
مبالغه، اغراق
واقعگویی
گنده گویی. [ گ ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) سخنان بزرگتر از حدود خود گفتن. و رجوع به گنده گو شود.
سخنان بالاتر از حد خود گفتن گزافه گفتن