گنده کاری
مترادفها
مبالغه، اغراق، بزرگنمایی
متضادها
اعتدال، سادهسازی
لغت نامه دهخدا
گنده کاری. [ گ َ دَ / دِ] ( حامص مرکب ) عمل گنده کار. رجوع به گنده کار شود.
فرهنگ عمید
کارهای زشت و ناپسند کردن.
فرهنگ فارسی
ارتکاب اعمال زشت و ناپسند.
عمل گنده کار.
جمله سازی با گنده کاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لایق ریشش ز فرط گنده کاری های خویش فاش و پنهان زد به گه صد بار سر تا پای یزد