مزلل
مترادفها
خوار، ذلیل، حقیر، پست
متضادها
عزیز، بزرگ، با عزت، محترم
لغت نامه دهخدا
مزلل. [ م ُ زَل ْ ل ِ ] ( ع ص ) مرد بسیاراحسان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
مرد بسیار احسان
خوار، ذلیل، حقیر، پست
عزیز، بزرگ، با عزت، محترم
مزلل. [ م ُ زَل ْ ل ِ ] ( ع ص ) مرد بسیاراحسان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
مرد بسیار احسان