مزل

لغت نامه دهخدا

مزل. [ م ُ زِل ل ] ( ع ص ) لغزاننده. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
مزل. [ م َ زِل ل ] ( ع مص ) بلغزیدن قدم. ( تاج المصادر بیهقی ). مزلة. رجوع به مزلة شود.
مزل. [ م َ زَل ل ] ( از ع، اِ ) مزلة. رجوع به مزلة شود.

فرهنگ فارسی

بلغزیدن قدم

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز