مزعمه تصویر معنی مزعمه مترادفها ادعا، تهمت، گمان متضادها حقیقت، واقعیت لغت نامه دهخدا ( مزعمة ) مزعمة. [ م ُ ع َ م َ ] ( ع ص ) زن کم پیه. || زن بسیارپیه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). ( از لغات اضداد است ). کلمات مرتبط زعوم مباع مضنئه محدده متقنه متماثله