مزعق

لغت نامه دهخدا

مزعق. [ م ِ ع َ ] ( ع اِ ) آلتی که بدان زمین کاوند. || ( ص ) شتاب. سیرٌ مزعق؛ رفتار شتاب. نزع فی القوس نزعاً مزعقاً؛ یعنی به سرعت کشید کمان را. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز