مزدات

لغت نامه دهخدا

مزدات. [ م ِ ] ( ع اِ ) مزداة. مغاک گَوز انداختن، به فارسی خانج است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مغاکی که در گردو بازی، گردکان در آن می افتد و آن را به فارسی خانج گویند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مزداة شود.
مزداة. [ م ِ ] ( ع اِ ) مزدات. رجوع به مزدات شود.

خلار یعنی چه؟
خلار یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز