مرنق

لغت نامه دهخدا

مرنق. [ م ُ رَن ْ ن ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر ترنیق. تاریک چشم از گرسنگی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترنیق شود.
مرنق. [ م ُ رَن ْ ن َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر ترنیق به معنی شکستن بازوی مرغ به تیر چندان که بیفتد. مرنق الجناح. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به ترنیق شود.