مرنح

لغت نامه دهخدا

مرنح. [ م ُ رَن ْ ن َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی ازمصدر ترنیح. رجوع به ترنیح شود. بیهوش و سرگشته. ( منتهی الارب ). مغشی علیه. ( از اقرب الموارد ). || ناوناوان رونده از جهت سستی استخوان. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) «الوة» و آن نیکوترین نوع عود و بخور است. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

همبستر یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
مرجان یعنی چه؟
مرجان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز