مرجوحیت
مترادفها
ضعف، پایین بودن، برتری نداشتن
متضادها
رجحان، برتری
لغت نامه دهخدا
مرجوحیت. [ م َ حی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) رجحان. برتری. ( ناظم الاطباء ). ( از مرجوح + یت علامت مصدر جعلی ) مرجوح بودن. رجوع به مرجوح شود.
جمله سازی با مرجوحیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پزشک پس از انجام معاینات بسیار دقیق اعلام کرد که مرجوحیت جسمانی بیمار به دلیل کمبود شدید ویتامینها و عدم رعایت رژیم غذایی مناسب در طول سالها افزایش یافته است.
💡 در تحلیلهای تاریخی و اجتماعی، برخی مورخان معتقدند که مرجوحیت ساختاری در نهادهای حکومتی باعث سقوط امپراتوریهای بزرگ و از بین رفتن قدرت نظامی و اقتصادی آنها شده است.
💡 اگرچه او تلاش بسیار زیادی برای بازیابی توان خود داشت، اما مرجوحیت ناشی از بیماری مزمن مانع از انجام فعالیتهای عادی و روزمره زندگی او در محیط کار میشد.