مرئیه
مترادفها
دیدنی، مشهود، آشکار
متضادها
پنهان، نامرئی، مستور، خفی
لغت نامه دهخدا
( مرئیة ) مرئیة. [ م َ ی َ ] ( ع ص ) مُرء. ماده شتر که اثر باران بر پستانش دیده شود. ( منتهی الارب ).
دیدنی، مشهود، آشکار
پنهان، نامرئی، مستور، خفی
( مرئیة ) مرئیة. [ م َ ی َ ] ( ع ص ) مُرء. ماده شتر که اثر باران بر پستانش دیده شود. ( منتهی الارب ).