مذیب تصویر معنی مذیب مترادفها حلال، حلکننده لغت نامه دهخدا مذیب. [ م ُ ]( ع ص ) گدازنده. ( ناظم الاطباء ). آب کننده. نعت فاعلی است از اذابة. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به اذابة شود. فرهنگ فارسی گدازنده کلمات مرتبط مستفص مدبس مستطیب مذعن مذبل