مخدومیت
مترادفها
خدمت، بندگی
متضادها
آزادی، استقلال
لغت نامه دهخدا
مخدومیت. [ م َ می ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) حالت خدمت کردگی و ملازمت و آغائی. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به مخدوم شود.
جمله سازی با مخدومیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در برخی متون عرفانی، مفهوم مخدومیت به معنای تسلیم شدن کامل اراده فرد در برابر مشیت الهی و خدمت کردن به خلق با اخلاص تمام است.
💡 برخلاف تصور مدرن، در نظامهای فئودالی قدیمی، مخدومیت و تعهدات متقابل میان طبقات مختلف جامعه، نظم خاصی را برای مدیریت امور روستا فراهم میکرد.
💡 بحث درباره مخدومیت و رابطه بین پیر و مرشد، از موضوعات بسیار کلیدی در تحلیل ساختارهای سلسلهمراتبی در جوامع مذهبی و سنتی است.