منسوبیت

مترادف‌ها

وابستگی، تعلق، نسبت

لغت نامه دهخدا

منسوبیت. [ م َ بی ی َ ] ( از ع مص جعلی، اِمص ) انتساب و نسبت داشتگی. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با منسوبیت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طوایف شاهسون از یک سلسله مراتب تشکیل یافته بود بدین صورت که خاندان‌های ایل بیگ و تعدادی دیگر نسب مشترک خود را به ینصرپاشا جد بدرخان رسانده و خود را طوایف «بیگ زاده» می‌خواندند. دیگر طوایف رعیت یا «هامپا» یا همپا نامیده می‌شدند. هر طایفه بیگ زاده نیز از دو طبقه تشکیل می‌شد. اعضای خاندان حاکم، هسته مرکزی طایفه به‌شمار می‌رفت. این طبقه نام نیای طایفه را بر خود داشت. انتصاب از سوی حکومت، مالکیت بر مراتع و منسوبیت به جد اعلای طایفه ابزار حاکمیت این طبقه بود. طبقه بیگ زاده عده‌ای نوکر به خدمت داشت. طبقه بیگ زاده مالیات نمی‌پرداخت، تن به کار نمی‌داد و مالک همه چیز به‌شمار می‌رفت. در برخی از طوایف شمار این طبقه بیش از نصف جمعیت طایفه بود.

💡 در بررسی‌های دقیق تاریخی، منسوبیت این اثر هنری قدیمی به دوران صفویه مورد بحث و تبادل نظر گسترده میان بسیاری از استادان و پژوهشگران حوزه هنر بوده است.

💡 تعیین دقیق منسوبیت یک سند بسیار قدیمی به یک نویسنده خاص، نیازمند بررسی‌های کلامی دقیق و تحلیل سبک نگارش در متون مربوط به آن دوره تاریخی است.

💡 منسوبیت این جریان فکری خاص به یک مکتب فلسفی مشخص، باعث شده است که تحلیل‌های بسیار متفاوتی درباره اصول و مبانی اصلی آن تفکر صورت بگیرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران