لغت نامه دهخدا
مخالیف. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مِخلاف. و منه مخالیف الیمن؛ دیه های یمن. ( از منتهی الارب ) ( ازمهذب الاسماء ) ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مذارع. مزالف. براغیل. روستاها. حومه ها. ( یادداشت ایضاً ).
مخالیف. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مِخلاف. و منه مخالیف الیمن؛ دیه های یمن. ( از منتهی الارب ) ( ازمهذب الاسماء ) ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مذارع. مزالف. براغیل. روستاها. حومه ها. ( یادداشت ایضاً ).
( اسم ) جمع مخلاف.