محوطۀ ورودممنوع
مترادفها
منطقه ممنوعه، ناحیه ورود ممنوع
متضادها
محوطۀ ورود آزاد
فرهنگستان زبان و ادب
{critically restricted area} [حمل ونقل دریایی] عرشه یا اتاقک یا مکانی در کشتی که به دلایل ایمنی یا امنیتی ورود به آن ممنوع است
جمله سازی با محوطۀ ورودممنوع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نگهبان ساختمان با صدای بلند اعلام کرد که محوطۀ ورودممنوع به دلیل عملیات تعمیرات زیرساختی، تا پایان هفته برای همه ساکنین و بازدیدکنندگان بسته است.
💡 پلیس از ورود هرگونه خودرو به این محوطۀ ورودممنوع جلوگیری کرد تا از آسیب رسیدن به گیاهان کمیاب و فضای سبز پارک جلوگیری به عمل آید.
💡 علائم هشداردهنده در سراسر این محوطۀ ورودممنوع نصب شدهاند تا افراد ناآگاه به طور تصادفی وارد منطقه خطرناک و پر از تجهیزات برقی نشوند.