محوضت تصویر معنی محوضت لغت نامه دهخدا محوضت.[ م ُ ض َ ] ( ع اِمص ) محوضة. صراحت. بی آمیغی. خلوص.محوضة. [ م ُ ض َ ] ( ع مص ) خالص نسب گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ویژه شدن. کلمات مرتبط صراحه صروحه ویژه شدن محاته قحوحه اخلص مواضاءه