محموق

لغت نامه دهخدا

محموق. [ م َ ] ( ع ص ) حماق زده. ( منتهی الارب ). گرفتار بیماری حماق و چیچک. ( ناظم الاطباء ). آبله برآمده. جوش چیچک بر اندام آمده.

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز