محقن

مترادف‌ها

تزریق

لغت نامه دهخدا

محقن. [ م ِ ق َ ] ( ع اِ ) مشک که در آن شیر دوشیده بر شیر ( لبن ) خفته ریزند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || لوله ای که بر سر خریطه چرم بسته بدان حقنه کنند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
محقن. [ م ُ ق ِ ] ( ع ص ) بازدارنده. نگاهدارنده. ( آنندراج ). کسی که نگاهداری میکنداز کمیز. || آن که جمع میکند اقسام مختلف شیرها را و آنها را به هم می آمیزد. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با محقن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در فرآیند درمان، محقن مورد نظر باید با دقت بسیار بالا و رعایت اصول بهداشتی، مایع دارویی را به داخل بافت مورد نظر تزریق کند.

💡 پزشک دستور داد که محقن مخصوص را برای تزریق واکسن آماده کنند تا روند واکسیناسیون در این منطقه با سرعت بیشتری انجام شود.

💡 استفاده از یک محقن استریل و با کیفیت بالا در اتاق عمل، از بروز عفونت‌های احتمالی پس از جراحی برای بیمار جلوگیری می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران