محرش

مترادف‌ها

تحریک کننده، خارش‌آور

متضادها

آرام‌بخش، تسکین‌دهنده

لغت نامه دهخدا

محرش. [ م ُ ح َرْ رِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از تحریش. برافژولنده قوم و سگ بر یکدیگر. ( از منتهی الارب ). آنکه برمیانگیزاند سگها و یا مردمان را بر یکدیگر. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با محرش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در تحلیل‌های روان‌شناختی، گاهی اوقات رفتارهای تند یک فرد می‌تواند نتیجه مستقیم و واکنش به محرش‌های محیطی باشد که در اطراف اوست.

💡 او نمی‌توانست بگوید که چه چیزی دقیقاً محرش برای شروع این بحث‌های پر تنش و جنجالی در جلسات رسمی شرکت بوده است.

💡 شناسایی دقیق محرش‌های استرس در محیط کار می‌تواند به مدیران کمک کند تا شرایط بهتری برای افزایش بهره‌وری و آرامش کارکنان فراهم کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران