مفترش

لغت نامه دهخدا

مفترش. [ م ُ ت َ رِ ]( ع ص ) آنکه گوید بطوری که خواهد. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). || چیره شونده و بر زمین افکننده کسی را. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || به ستم گیرنده چیزی را. غصب کننده. ( از آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || در پی رونده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || پایمال کننده. ( ناظم الاطباء ). زیرپای سپرنده. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || گسترده. پهن کرده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به افتراش شود. || جمل مفترش الظهر؛ شتر بی کوهان. ( از اقرب الموارد ) ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با مفترش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اما الليل فصافون اقدامهم، تالين لاجزاء القران يرتلونها ترتيلا يحزنون بهانفسهم و يستثيرون به دواء دائهم. فاذا مراوا باية فيها تشويق ركنواليها طمعا و تطلعتنفوسهم اليهم شوقا و ظنوا آنهانصب اعينهم. و اذا مروا ياية فيها تخويف، اصغوا اليهامسامع قلوبهم و اظنوا انهم زفير جهنم و شهيقها فىاصول اذانهم، فهم حانون على اوساطهم، مفترشون اجباهم و اكفهم و ركبهم و اطراف اقدمهميطلبون الى الله فى فكاك رقابهم. و اما النهار فحلماء علماء ابرار اتقيا.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران