محتفظ
کلمهی «محتفظ» در فارسی به معنای کسی است که چیزی را نگاهداری، محافظت یا حفظ میکند. این واژه از ریشهی عربی «حفظ» گرفته شده است که به معنای نگهداری، محافظت یا مراقبت است و افزودن «مُـ» در ابتدای آن، واژه را به صورت فاعلی درمیآورد، یعنی «کسی که حفظ میکند». در کاربرد ادبی و رسمی، «محتفظ» به شخصی اطلاق میشود که با دقت و مسئولیت، اموال، اسرار، اطلاعات یا ارزشهای معنوی را حفظ میکند. برای مثال، کسی که کتابهای قدیمی یا اسناد مهم را نگهداری میکند، میتواند محتفظ نامیده شود. این واژه معمولاً بار مثبت دارد و نشانهی امانتداری، دقت و مسئولیتپذیری است. در مکالمات روزمره کمتر به کار میرود، اما در متون ادبی، دینی یا حقوقی کاربرد فراوان دارد. از نظر معنایی، واژههای «نگهدارنده»، «محافظ» و «مواظب» میتوانند معادلهای فارسی آن باشند. محتفظ میتواند هم مادی (مانند حفظ اموال) و هم معنوی (مانند حفظ اسرار یا ارزشها) باشد.
مترادفها
نگهدارنده، حافظ
متضادها
رها شده، از دست رفته
لغت نامه دهخدا
محتفظ. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از احتفاظ. به خشم شونده. ( از منتهی الارب ). خشم انگیز. ( ناظم الاطباء ). || نگاهدارنده. به خویشتن اختصاص دهنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). || محافظ و نگهبان. || هوشیار. آگاه. بیدار. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با محتفظ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او تمام تلاش خود را کرد تا تمام اسناد مهم و محرمانه شرکت را در شرایطی بسیار امن و محتفظ از سوءاستفاده نگهداری کند.
💡 حافظ سپهبد با تواناییهای فوقالعاده خود، تمام اشعار و قصاید بزرگ را در حافظه خود محتفظ و به خوبی حفظ کرده بود.
💡 برای رسیدن به هدف، باید تمام اصول و قواعد اصلی را در رفتار خود محتفظ داشته باشید و از آنها هرگز منحرف نشوید.