لغت نامه دهخدا
مجنولیا. [ م َ ] ( معرب، اِ ) معرب ماگنولیا. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به ماگنولیا شود.
مجنولیا. [ م َ ] ( معرب، اِ ) معرب ماگنولیا. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به ماگنولیا شود.
( اسم ) گیاهی است از رد. دولپه ییهای جدا گلبرگ که سر دست. تیر. خاصی بنام ماگنولیا سه میباشد. درختی است بسیار زیبا که در آسیا و اروپا و آمریکا و نقاط دیگر زمین میروید. این گیاه همیشه سبز است و گلهایش زیبا و درخشنده و بسیار معطر میباشد و در جنگلهایی که درخت مذکور روییده باشد بوی بسیار مطبوعی محوط. جنگل را فرا میگیرد و آن بوی عطراین گیاه است. بعضی از انواع ماگنولیاها بصورت درختهای عظیم درمیایند و تا ۳٠ مترهم ارتفاع پیدا میکنند. گلهای ماگنولیا برنگهای ارغوانی و سفید و زرد و قرمز میباشند. این گیاه امروزه در اکثر باغهای ایران نیز بعنوان یک درخت زینتی کشت میشود مجنولیا مانولیا مانیولی.