مجسمات
مترادفها
مجسمهها، پیکرهها، تندیسها
لغت نامه دهخدا
مجسمات. [ م ُ ج َس ْ س َ ] ( ع اِ ) مأخوذ از تازی، پیکرهای جامد و صلب و مجسمه. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با مجسمات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گردشگران بسیاری هر ساله از موزههای بزرگ شهر دیدن میکنند تا مجسمات باشکوه و آثار هنری تراشیده شده از سنگ و مرمر را با دقت تماشا کنند.
💡 هنرمند معروفی که در این نمایشگاه حضور دارد، توانسته است با استفاده از فلزات مختلف، مجسمات بسیار خلاقانهای خلق کند که احساسات عمیقی را برمیانگیزد.
💡 در طراحی فضای سبز پارکهای مدرن، استفاده از مجسمات انتزاعی میتواند جلوهای متفاوت و هنری به محیط بخشیده و توجه مردم را به خود جلب کند.