مجتمع کشتارگاهی
مترادفها
کشتارگاه، سلاخخانه
فرهنگستان زبان و ادب
{abattoir} [علوم و فنّاوری غذا] مجموعه امکاناتی شامل محل نگهداری دام و خط کشتار و سردخانه و تجهیزات فراوری محصولات جانبی و تصفیۀ فاضلاب
ویکی واژه
مجموعهامکاناتی شامل محل نگهداری دام و خط کشتار و سردخانه و تجهیزات فراوری محصولات جانبی و تصفیۀ فاضلاب.
جمله سازی با مجتمع کشتارگاهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دولت تصمیم گرفته است که برای بهبود سلامت عمومی و رعایت استانداردهای بهداشتی، یک مجتمع کشتارگاهی مدرن و مجهز در حومه شهر بزرگ احداث نماید.
💡 مدیریت مجتمع کشتارگاهی تاکید داشت که تمامی پرسنل باید پیش از شروع به کار، تمام پروتکلهای ایمنی و بهداشتی مربوط به کار با دام را رعایت کنند.
💡 در بررسیهای اخیر مشخص شده است که تجهیزات موجود در این مجتمع کشتارگاهی نیاز به بازبینی و تعویض دارند تا کیفیت محصولات گوشتی تضمین شود.