مجاوزه

لغت نامه دهخدا

( مجاوزة ) مجاوزة. [ م ُ وَ زَ ] ( ع مص ) گذشتن. ( ترجمان القرآن ص 86 ). گذشتن از جای و پس افکندن آن را به رفتن از وی. ( از منتهی الارب ). پا سپرکردن جایی و سیر کردن و گذشتن از آن. ( ناظم الاطباء ). گذشتن از جای. ( از اقرب الموارد ). || عفو کردن گناه کسی را. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ): جاوزاﷲ عنه؛ عفو کرد او را خدای و مؤاخذه نکرد از او. ( ناظم الاطباء ). || گذرانیدن کسی را از جای. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مجاوزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هرگونه مجاوزه از حدود و قوانین تعیین‌شده در قراردادهای تجاری بین‌المللی می‌تواند منجر به فسخ شدن توافق‌نامه و پیگیری‌های قانونی جدی در مراجع قضایی و دادگاه‌های مربوطه شود.

💡 در متون عرفانی و فلسفی، مجاوزه از مرزهای محدود منطق و عقل در مسیر رسیدن به حقایق الهی، از مفاهیم کلیدی برای درک عمیق‌تر از هستی و وجود محسوب می‌شود.

💡 دولت‌ها همواره تلاش می‌کنند تا از هرگونه مجاوزه از قوانین مرزی توسط مهاجران غیرقانونی جلوگیری کرده و امنیت ملی و ثبات مرزهای خود را به طور کامل حفظ نمایند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران