مثلوث

متضادها

مفرد، تک

لغت نامه دهخدا

مثلوث. [ م َ ] ( ع ص ) سه یک گرفته. ( منتهی الارب ). هر چیز که سه یک آن گرفته شده باشد. ( ناظم الاطباء ). چیزی که یک سوم آن گرفته شده باشد و منه مال مثلوث. ( از اقرب الموارد ). || سه تو. ( مهذب الاسماء ). سه توی. ( تفلیسی ). رسن سه تاه. ( منتهی الارب ). ریسمان سه تا و سه لا. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مثلوث

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در برخی مکاتب حقوقی، به ساختارهای مثلوث که شامل سه رکن اصلی هستند، توجه ویژه‌ای می‌شود تا عدالت در اجرای قوانین کاملاً رعایت گردد.

💡 این مسئله پیچیده دارای یک ماهیت مثلوث است که باعث می‌شود تحلیل آن بدون در نظر گرفتن هر سه جنبه، بسیار دشوار و ناقص باشد.

💡 فیلسوفان قرون وسطی اغلب از مدل‌های مثلوث برای توصیف جهان و ارتباط میان ماده، روح و خداوند در نظریه‌های خود استفاده می‌کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران