مثل نهادن
مترادفها
تشبیه کردن، قیاس کردن، مانند دانستن
لغت نامه دهخدا
مثل نهادن. [ م َ ث َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) مانند کردن. تشبیه کردن:
مه بکاهد کزودو هفته گذشت
عمر را جز به مه مثل منهید.خاقانی.
فرهنگ فارسی
مانند کردن
تشبیه کردن، قیاس کردن، مانند دانستن
مثل نهادن. [ م َ ث َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) مانند کردن. تشبیه کردن:
مه بکاهد کزودو هفته گذشت
عمر را جز به مه مثل منهید.خاقانی.
مانند کردن