متناعم

مترادف‌ها

نرم، لطیف، ملایم

متضادها

بدبخت، رنجور

لغت نامه دهخدا

متناعم. [ م ُ ت َ ع ِ ] ( ع ص ) منعم و نیکوکار. || خیرخواه. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). || نبت متناعم؛ گیاه نرم و نازک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط