متمکث
مترادفها
درنگکننده، توقفکننده
متضادها
رفتن، ترک کردن
لغت نامه دهخدا
متمکث. [ م ُ ت َ م َک ْ ک ِ ] ( ع ص ) درنگ کننده. || چشم دارنده در کاری. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تمکث شود.
درنگکننده، توقفکننده
رفتن، ترک کردن
متمکث. [ م ُ ت َ م َک ْ ک ِ ] ( ع ص ) درنگ کننده. || چشم دارنده در کاری. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تمکث شود.