متمنعان

مترادف‌ها

بازداران، مانع‌شدگان

متضادها

موافقان، پذیرندگان

لغت نامه دهخدا

متمنعان. [ م ُ ت َ م َن ْ ن ِ ] ( ع ص، اِ ) ناقه جوانه و گوسپند جوانه بدان جهت که به سبب جوانی از خشکسال غالب آیند یاسیر میخورند قبل از شتران و گوسفندان کلانسال، یا ازذات خودها انقطاع زمان میکند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). گوسفندانی که جنگ و پیکارکننده هستند روزگار را از نفس خود. ( ترجمه قاموس ). || به صیغه تثنیه، ماده شتران جوان. || گوسپند جوان. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با متمنعان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در میان گروه بزرگی از شرکت‌کنندگان، متمنعان از پذیرش قوانین جدید، تلاش‌های زیادی برای تغییر سیاست‌های مدیریتی شرکت و ایجاد محدودیت‌های جدید انجام دادند.

💡 دادگاه اعلام کرد که متمنعان از اجرای حکم صادر شده، باید با عواقب قانونی ناشی از سرپیچی از دستورات قضایی و مقررات جاری مواجه شوند.

💡 با وجود دعوت‌های مکرر از سوی سازمان، متمنعان از شرکت در کنفرانس بین‌المللی، دلایل فنی و تخصصی خود را برای عدم حضور در این مراسم بیان کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران