متمازج

مترادف‌ها

مخلوط، آمیخته، درهم‌آمیخته

متضادها

خالص، متمایز، یکپارچه، جداگانه

فرهنگ معین

(مُ تَ زِ ) [ ع. ] (اِفا. ) به هم آمیزنده، مزج شونده.

فرهنگ عمید

آنچه با دیگری به هم آمیخته می شود، به هم آمیخته.