متقنع
مترادفها
قانعشده، پذیرفته
متضادها
مردد
لغت نامه دهخدا
متقنع. [ م ُ ت َ ق َن ْ ن ِ ] ( ع ص ) خود را پوشنده به جامه. ( از منتهی الارب ). قناع پوشیده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
قانعشده، پذیرفته
مردد
متقنع. [ م ُ ت َ ق َن ْ ن ِ ] ( ع ص ) خود را پوشنده به جامه. ( از منتهی الارب ). قناع پوشیده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).