متقرع

لغت نامه دهخدا

متقرع. [ م ُ ت َ ق َرْ رِ ] ( ع ص )برگردنده از پهلو به پهلو. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کسی که از این پهلو به آن پهلو می گردد وقتی که دراز کشیده باشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

برگردنده از پهلو به پهلو

جمله سازی با متقرع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 صدای متقرع درِ اتاق در سکوت شب، باعث شد که او با وحشت از خواب بپرد و برای بررسی علت آن با تردید بلند شود.

💡 او با کلمات بسیار شاعرانه و لطیف، سعی داشت احساسات متقرع در قلب شنونده را برانگیزد و توجه همگان را به موضوع مورد نظر جلب کند.

💡 هر صدای متقرع و ناگهانی در این ساختمان قدیمی، باعث می‌شد که ساکنان با نگرانی و ترس به سمت منبع صدا حرکت کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران