متعینه

مترادف‌ها

مشخص، معین، تعیین‌شده

متضادها

نامتعین، نامشخص

لغت نامه دهخدا

متعینه. [ م ُ ت َ ع َی ْ ی ِ ن َ ] ( ع ص ) مؤنث متعین. رجوع به متعین و تعین شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران