متعرج

مترادف‌ها

پر پیچ و خم، ناهموار

متضادها

مستقیم

لغت نامه دهخدا

متعرج. [ م ُ ت َ ع َرْ رِ ] ( ع ص ) بنای کج. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). بنای ناراست و پله دار. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعرج شود.

جمله سازی با متعرج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خودروی قدیمی ما با سرعت بسیار کمی از میان جاده‌های متعرج و دشوار کوهستانی عبور می‌کرد که هر لحظه احساس می‌کردیم ممکن است از مسیر خارج شویم.

💡 رودخانه‌ای که با مسیری بسیار متعرج از میان دشت‌های پهناور می‌گذشت، منظره‌ای بسیار زیبا و چشم‌نواز را برای گردشگران و عکاسان طبیعت فراهم آورده بود.

💡 در این نقاشی انتزاعی، خطوط متعرج و پیچ‌درپیچ به شکلی بسیار خلاقانه ترکیب شده‌اند تا حس آشفتگی و حرکت مداوم را به بیننده منتقل کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران