متطفل

مترادف‌ها

مزاحم، فضول

لغت نامه دهخدا

متطفل. [ م ُ ت َ طَف ْ ف ِ ] ( ع ص ) ناخوانده به مهمانی آینده. ( آنندراج ). مهمان ناخوانده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || پیک. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تطفل شود.

جمله سازی با متطفل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هیچ‌کس دوست ندارد در حریم خصوصی خود فردی متطفل را ببیند که بدون اجازه وارد مسائل شخصی و زندگی خصوصی او شود.

💡 رفتار متطفلانه و مداخله‌جویانه برخی افراد در امور اداری، باعث کندی روند رسیدگی به پرونده‌ها و ایجاد تنش در محیط کار شده است.

💡 او به دلیل رفتارهای متطفلانه و کنجکاوی بیش از حد در زندگی دیگران، از سوی دوستان و نزدیکان خود مورد انتقاد قرار گرفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران