واژه «مُتَضَوِّر» در زبان عربی، اسم فاعل از فعل «تَضَوَّرَ» است و برای توصیف حالتی شدید از رنج جسمی یا فشار طاقتفرسا به کار میرود که در آن فرد از شدت درد، گرسنگی یا ناتوانی، بیقرار و بیتاب میشود. این واژه تصویری از انسانی را نشان میدهد که به دلیل شدت رنج، آرامش خود را از دست داده و در حالت ناآرامی جسمی به خود میپیچد. یکی از کاربردهای اصلی آن، اشاره به فردی است که از گرسنگی شدید دچار ضعف و بیقراری شده و از شدت نیاز به غذا، ناله و بیتابی میکند؛ به همین دلیل در ترکیبهایی مانند «مُتَضَوِّر جوعاً» نیز به کار میرود. همچنین این واژه برای بیان دردهای شدید جسمی به کار میرود، بهگونهای که شخص بر اثر ضربه، بیماری یا آسیب، از فرط درد بر خود میپیچد و آرامش رفتاری ندارد. در برخی منابع لغوی، این حالت به صورت تلوتلو خوردن یا غلتیدن از شدت درد نیز توصیف شده است که نشاندهنده شدت واکنش جسمی فرد است. از نظر معنایی، «متضور» بر وضعیتی دلالت دارد که در آن تحمل انسان از حد طبیعی فراتر رفته و بدن به شکلی غیرارادی به واکنشهای شدید روی میآورد. این واژه در متون ادبی و لغوی برای ایجاد تصویرهای عاطفی و تأثیرگذار از رنج انسانی به کار میرود و بار معنایی آن بسیار قوی و نمایانگر نهایت شدت درد یا گرسنگی است. از نظر ساختار زبانی، ریشه آن به فعل «تضوّر» بازمیگردد که به معنای پیچیدن و بیقراری کردن در اثر رنج است. در نتیجه، «متضور» به معنای فردی است که از شدت گرسنگی یا درد شدید، بیقرار شده و از ناتوانی به خود میپیچد و ناله میکند.
متضور
لغت نامه دهخدا
متضور. [ م ُ ت َ ض َوْ وِ ] ( ع ص ) آن که از اندوه و الم درپیچد و غلطد بر پشت و شکم. ( آنندراج ). آن که از اندوه و رنج بر خود می پیچد. || کسی که خود را در رزمگاه ازاین پهلو به آن پهلو می اندازد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به تضور شود.