متشمل

مترادف‌ها

شامل، مشتمل، حاوی، دارا

متضادها

خالی، تهی

لغت نامه دهخدا

متشمل. [ م ُ ت َ ش َم ْ م ِ ] ( ع ص ) چادر مشمل پوشنده و صاحب آن. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کسی که چادر روی لباس و به خصوص روی قبا پوشیده باشد. ( ناظم الاطباء ). || پوشیده و پنهان. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تشمل شود.

جمله سازی با متشمل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این قرارداد حقوقی بسیار پیچیده، شامل بندهای متعددی است که متشمل به جزئیات دقیق در مورد تعهدات طرفین و نحوه حل اختلافات احتمالی می‌باشد.

💡 گزارش نهایی بررسی‌ها، شامل تحلیل‌های بسیار گسترده‌ای بود که متشمل به تمامی جنبه‌های اقتصادی و اجتماعی تأثیرگذاری سیاست‌های جدید بر جامعه بود.

💡 مجموعه کتابخانه‌ای که در این مرکز قرار دارد، متشمل به هزاران نسخه خطی و قدیمی است که ارزش تاریخی بسیار بالایی برای محققان دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران