متشارک
مترادفها
مشترک
متضادها
اختصاصی، ویژه، منحصر به فرد
لغت نامه دهخدا
متشارک. [ م ُ ت َ رِ ] ( ع ص ) انباز. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). در شراکت و انبازی همراه شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تشارک شود.
مشترک
اختصاصی، ویژه، منحصر به فرد
متشارک. [ م ُ ت َ رِ ] ( ع ص ) انباز. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). در شراکت و انبازی همراه شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تشارک شود.