متشاخص
مترادفها
متمایز، مشخص، بارز
متضادها
معمولی، پنهان
لغت نامه دهخدا
متشاخص. [ م ُ ت َ خ ِ ] ( ع ص ) کار مختلف و متفاوت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). مختلف و متفاوت و جدا و ممتاز. ( ناظم الاطباء ).
متمایز، مشخص، بارز
معمولی، پنهان
متشاخص. [ م ُ ت َ خ ِ ] ( ع ص ) کار مختلف و متفاوت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). مختلف و متفاوت و جدا و ممتاز. ( ناظم الاطباء ).