متداعی
مترادفها
فراخوان، دعوت، فراخواندن
لغت نامه دهخدا
متداعی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص )دشمن پیش آینده. ( آنندراج ). آن که پیش می آید و تهدید می کند دشمن را. ( ناظم الاطباء ). || دیوار شکسته و ویران. ( آنندراج ). دیواری که ترس از ویرانی آن باشد. ( ناظم الاطباء ). شکسته و ویران: دولتی قدیم و ملکی مستقیم بدان سبب آشفته شد و قواعد آن متداعی گشت. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 طهران ص 106 ).|| هم را خواننده. ( فرهنگ فارسی معین ).
- متداعی آمدن؛ خواندن. احضار کردن. ( فرهنگ فارسی معین ): دواعی رغبت از باطن خوانندگان به تحصیل آن متداعی نیامد. ( مرزبان نامه، از فرهنگ فارسی معین ).
|| ( اصطلاح حقوقی ) آن که با دیگری دعوی و مرافعه دارد. || مشغول به منازعه و خصومت. || از طرفین تحریک و تحریض شده. || چیستان گوینده. || آن که شرط قبول می کند و می پذیرد.( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). || ( اصطلاح روانشناسی ) معنیی که معنی دیگر را به خاطر آورد.و رجوع به تداعی و تداعی معانی در همین لغت نامه شود.
فرهنگ معین
(مُ تَ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - فرا خواننده. ۲ - آن که با دیگری دعوی و مرافعه دارد. ۳ - معنی ای که معنی دیگر را به خاطر آورد.
فرهنگ عمید
۱. (حقوق ) ویژگی کسی که با دیگری طرف دعوی باشد.
۲. (روان شناسی ) چیزی که چیز دیگر را به خاطر بیاورد.
۳. (اسم، صفت ) [قدیمی] فراخواننده، داعی.
فرهنگ فارسی
کسی که بادیگری طرف دعوی باشدمتداعیین:هردوطرف دعوی، خواهان وخواندهچیزی که دست بدست بگردد، آنچه که معمول ومرسوم باشد
(اسم ) ۱ - هم را خواننده. ۲ - آنکه با دیگری دعوی و مرافعه دارد. ۳ - معنیی که معنی دیگر را بخاطر آورد.
جمله سازی با متداعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تغییرات ناگهانی در قیمتهای جهانی نفت، شرایط را برای برگزاری یک نشست اضطراری میان کشورهای عضو سازمان اوپک به شدت متداعی کرده است.
💡 وقوع بحرانهای اقتصادی گسترده در منطقه، نیاز به همکاریهای بینالمللی و تدوین قوانین جدید برای حمایت از بازارهای مالی را کاملاً متداعی میکند.
💡 شرایط فعلی در دادگاه و پیچیدگیهای موجود در پرونده، حضور تمامی شاهدان کلیدی را برای شفافسازی حقایق بسیار متداعی کرده است.