متخاطر
مترادفها
خطرپذیر، ریسکپذیر
متضادها
امن، ایمن، بیخطر
لغت نامه دهخدا
متخاطر. [ م ُت َ طِ ] ( ع ص ) گرو بندنده با هم. ( آنندراج ). با یکدیگر گروبسته. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تخاطر شود.
خطرپذیر، ریسکپذیر
امن، ایمن، بیخطر
متخاطر. [ م ُت َ طِ ] ( ع ص ) گرو بندنده با هم. ( آنندراج ). با یکدیگر گروبسته. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تخاطر شود.