متحتمات

متضادها

بی‌گناهان، بی‌تقصیران

لغت نامه دهخدا

متحتمات. [ م ُ ت َ ح َت ْ ت ِ ] ( ع ص، اِ ) واجب شوندگان. ( آنندراج ) ( غیاث ). ج ِ متحتمة. و رجوع به متحتم شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران