متحاور
مترادفها
گفتگوکننده، همسخن، بحثکننده
لغت نامه دهخدا
متحاور. [ م ُ ت َ وِ ] ( ع ص ) با یکدیگر سخن گوینده. ( آنندراج ). با هم سخن گوینده. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تحاور شود.
جمله سازی با متحاور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای دستیابی به یک توافق پایدار در مذاکرات بینالمللی، طرفین باید همواره رویکردی متحاور و منطقی داشته باشند و از رفتارهای تهاجمی پرهیز کنند.
💡 در دنیای امروز، یک مدیر موفق باید فردی بسیار متحاور باشد که بتواند با گوش دادن فعال، نظرات متفاوت همکاران خود را مدیریت کند.
💡 نویسندگان بزرگ معمولاً شخصیتهایی خلق میکنند که دارای ویژگیهای ذهنی بسیار پیچیده و در عین حال رفتاری بسیار متحاور و با درک بالا هستند.