متجوع
مترادفها
گرسنه، جوعان
متضادها
سیر
لغت نامه دهخدا
متجوع. [ م ُ ت َ ج َوْ وِ ] ( ع ص ) گرسنه و خود را گرسنه دارنده به قصد. ( آنندراج ). کسی که خود را عمداً گرسنه می دارد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تجوع شود.
گرسنه، جوعان
سیر
متجوع. [ م ُ ت َ ج َوْ وِ ] ( ع ص ) گرسنه و خود را گرسنه دارنده به قصد. ( آنندراج ). کسی که خود را عمداً گرسنه می دارد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تجوع شود.