متبرجه

مترادف‌ها

برهنه، عریان، بی‌حیا

متضادها

پوشیده، مستور، عفیف

لغت نامه دهخدا

متبرجه. [ م ُ ت َ ب َرْ رِ ج َ ] ( ع ص ) روی گشاده. خِمارنهاده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).